بلوچ : علامتي که بر تيزي طاق و ايوان نصب کنند. (برهان ).

  بلوچ :   تاج خروس ، و آن گوشتي باشد که بر سر او رسته باشد. (برهان ).

  بلوچ :   پارچه گوشتي که بر ختنه گاه زنان مي باشد و بريدن او سنت است . (برهان ).

 بلوچ : تلاق و بظر  (ناظم الاطباء)

چوچوله:
تا... لب و بلوچ زبانست و رومه ريش
جز راه ... او به سيم پاي نسپرم .  سوزنی

بلوچ  :   ِصفحه نازکي که آن را بروي ساقه عمودي در جائي مرتفع قرار دهند و بسهولت گردش مي کند و معبر باد را نشان ميدهد. (ناظم الاطباء)